تبلیغات
آموزگار پایه پنجم بنیادفرهنگی امام محمدباقر (ع) - دانه ای که سپیدار بود
خدایا دوستت دارم.

دانه ای که سپیدار بود

نویسنده :الهه عبدالهی
تاریخ:شنبه 6 آبان 1391-10:44 ق.ظ

دانه کوچک بود و کسی او را نمی‌دید. سال‌های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود.
دانه دلش می‌خواست به چشم بیاید، اما نمی‌دانست چگونه. گاهی سوار باد می‌شد و از جلوی چشمها می‌گذشت. گاهی خودش را روی زمینه روشن برگها می‌انداخت و گاهی فریاد می‌زد و می‌گفت: "من هستم، من اینجا هستم، تماشایم کنید ."
اما هیچکس جز پرنده‌ها‌یی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره‌هایی که به چشم آذوقه زمستان به او نگاه می‌کردند، به او توجهی نمی‌کرد.
دانه خسته بود از این زندگی؛ از این‌ همه گم‌ بودن و کوچکی خسته بود. یک روز رو به خدا کرد و گفت:
"نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچ‌کس نمی‌آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می‌آفریدی." خدا گفت:
"اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آنچه فکر می‌کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ‌شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده‌ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می‌خواهی به چشم بیایی، دیده نمی‌شوی. خودت را از چشم‌ها پنهان کن تا دیده شوی."
دانه کوچک معنی حرف‌های خدا را خوب نفهمید، اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد.
سال‌ها بعد دانه کوچک، سپیداری بلند و با شکوه بود که هیچکس نمی‌توانست ندیده‌اش بگیرد. سپیداری که به چشم همه می‌آمد.




feet pain
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:40 ب.ظ
Excellent goods from you, man. I have be aware your stuff previous
to and you are just too great. I actually like what you've got right here, really like what
you're stating and the best way in which you say it.
You're making it entertaining and you continue to care for to keep it sensible.
I can't wait to read much more from you. This is really a great web
site.
محمد حسین معصوم زاده
جمعه 12 آبان 1391 09:41 ق.ظ
با سلام بسیار زیبابود.
انسان باید همیشه در مورد توانایی های خودفکر کند و عجولانه تصمیم نگیرد.......
پرهام نادر اصلی
شنبه 6 آبان 1391 07:35 ب.ظ
باسلام وخسته نباشید
این نشان می دهد که انسان همیشه نباید خود نمایی کند و ارزش خود و توانایی های خود را بداند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر